این بار غمگینتر از هر دفعه برایت مینویسم...
برای تو که باز هم منو تنها گذاشتی و فصل دوم نبودنت را برایم شروع کردی...
نسرینم همه چیز که داشت خوب پیش میرفت همه چیز که آروم بود پس چه اتفاقی برات افتاد؟؟؟
این که نمیدونم چی شده خیلی بیشتر از این که نیستی داره اذیتم میکنه.
اولین شروع جداییمون میدونستم چی شده میدونستم حالت خوبه میدونستم چرا باید دور شیم
ولی این دومین جداییمون خیلی فکرمو متشنج کرده . هرروز نصف روزم به این میگذره که نکنه اتفاق بدی افتاده باشه نصف روزمم به این میگذره که به خودم دلداری میدم که نه چیزی نیست و شرایط جوریه که نمیتونه پیام بده.
نسرینم اگه حرفامو میخونی حداقل بهم یه پیام دو کلمه ای بده و بنویس که : حالم خوبه
همین
نذار بیشتر از این تو این بیخبری بمونم
به امید دیدن پیامت...
برچسب:
نویسنده: غزل شجاعی