یه سلام نه خیلی گرم یه سلام نه خیلی ولرم
یه سلام نه خیلی سرد بلکه یه سلام برفو بورانی یخ زده
نسرینم چرا یه دفه کمرنگ میشی چرا یه دفه میری
نکنه از دستم ناراحتی
خیلی وقتا پیش خودم میگم اون روزی که بهم پیام داده بود کاش تموم کارای دنیارو ول میکردمو باهات حرف میزدم
ولی واقعا اون روز هم شرایط خودشو داشت . یه وقتایی همه چیز مناسب برای یک چیز نیست.
همش پیش خودم میگم نکنه بخاطر اون روز ازم دلخوری که بهم پیام نمیدی.
نسرینم توروخدا اگه حرفامو میخونی یه چیزی بگو. برام حرف بزنو آرومم کن.
دلم خیلی برات تنگ شده.
فکرم با یادت بدجوری درگیره. ناجور عاشقتم عزیز دلم.
برچسب: نیستی,
نویسنده: غزل شجاعی